الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

87

شرح كفاية الأصول

معناى مشكوك ( يعنى : معناى محمول عليه ) خود معناى موضوع له است . مثلا معناى اجمالى لفظ « أسد » ، « حيوان مفترس » است و اين معنا به خاطر استعمال زياد ، معلوم است . اما مشخص نيست كه اين معنا همان معناى موضوع له لفظ « أسد » است يا اينكه استعمال أسد در اين معنا ، مجازى است . پس براى معلوم شدن وضع و معناى حقيقى لفظ « أسد » ، از اين علامت ( عدم صحّت سلب ) استفاده مىشود . به اين صورت كه معناى مشكوك ( حيوان مفترس ) به عنوان موضوع و مبتدا در صدر جمله مىآيد و بعد از آن ، لفظ « أسد » به عنوان محمول و خبر مىآيد و گفته مىشود : « الحيوان المفترس أسد » . آنگاه با توجه به صحيح بودن چنين حملى و اينكه نمىتوان لفظ « أسد » را از حيوان مفترس ، سلب كرد ، معلوم مىشود اين معنا ، معناى حقيقى و موضوع له براى « أسد » است . چنين حملى ، حمل اوّلى ذاتى است ، مثل : « الحيوان الناطق ، انسان » . عدم صحّت سلب يا صحّت حمل لفظ بر معنا ، به « حمل شايع صناعى » - كه ملاك آن ، اتّحاد وجودى و مصداقى موضوع و محمول است ( البته به نوعى از انواع اتّحاد « 1 » ) - باز علامت مىشود كه اين معناى مشكوك و مورد نظر ، از مصاديق و افراد حقيقى آن معناى حقيقى و موضوع له هست . مثلا اگر در مورد فردى از « أسد » به خاطر ضعيف و كوچك بودن آن ، شكّ شود كه آيا از مصاديق حقيقى « أسد » هست يا نه ، با « حمل شايع » امتحان مىشود ، آنگاه با توجه به صحيح بودن چنين حملى و اينكه نمىتوان لفظ « أسد » را از آن ، سلب كرد ، معلوم مىشود كه اين فرد مشكوك از مصاديق حقيقى لفظ است . خلاصه : عدم صحّت سلب لفظ از معنا و صحّت حمل به حمل اوّلى ذاتى ، نشان مىدهد كه معناى مشكوك و مورد نظر ، معناى حقيقى لفظ است . همان گونه كه عدم صحّت سلب و صحّت حمل به حمل شايع صناعى ، نشان مىدهد كه فرد مشكوك از مصاديق معناى حقيقى لفظ است .

--> ( 1 ) . مثل اتّحاد صدورى در « زيد ضارب » ( كه ضرب از سوى زيد ، صادر شده است ) و مثل اتّحاد حلولى در « زيد عالم » ( كه علم در زيد ، حلول كرده است ) . انواع اتّحاد ، در مبحث « مشتقّ » مىآيد .